|
شعر شیدا(علی صیاد رضایی نژاد)
اشعار
|
گفتیم که این کلاغ مشکل ساز است یا عَرعَر این الاغ مشکل ساز است هی گیر نده به این دو حیوان عزیز چون شاعر بی چراغ مشکل ساز است ******************************
قصد آن دارم که یک خط در میان بنویسم مثل آدم های خوب یا کولیان بنویسم زر نزن...ساکت...هیس...تو خفه شو..بنده می خوام واسه آزادیه مطلق بیان بنویسم "تقدیم به استاد رحیم رسولی" [ دوشنبه 2 آبان1390 ] [ 2 ] [ علی صیاد رضایی نژاد ]
[ ]
سال مرحوم نود گاهی زیادی حال داد گاه گاهی عادی و گه غیر عادی حال داد با همه ریز و درشتش حال حالم بهتر است حال حالم بهتر است اما به ما ، دی حال داد بنده در سال گذشته سرشماری گشته ام در شمار آدمیزادم فتادی حال داد مستند های صدا سیما قوی بودن ولی هومن خلعتبری با اعتمادی حال داد توی میدان چمن مانند شیث و نصرتی نحوه ی آموزش ابراز شادی حال داد علم بهتر بود یا ثروت؟ نمی دانم ولی جنگ جیب هر پدر با بی سوادی حال داد دستمان را بسته بود خودکارمان سال نود شعر گفتن با همین لحن مدادی حال داد من نژادم با نژادت مختصر فرقی نداشت این تشابه ضمنِ تبعیض نژادی حال داد چند هزار میلیاردمان رفته که رفته غم مخور اختلاسی اینچنین غیر ارادی حال داد ناگرفته دزد را من پادشاه می خوانمش پس فرار خاوری، شهرام، مرادی حال داد(1و2و3) سال قبل با تخم مرغ بازارمان غوغا نمود رونق بازارمان بعد از کسادی حال داد زیر بار این تورم هم کمر خم گشته بود در چنین وضعیتی زادیم و زادی حال داد از طلا و ارز هر شب قصه ها آمد پدید طول و عرضم را به هم پیوند دادی حال داد بهر تامین معاش هر روزه هی سگدو زدن توی گرمای چهل سانتیگرادی حال داد گر چه قبض برقمان بیش از گذشته آمده لیکن آن یارانه هایی را که دادی حال داد خارج از این مملکت در مصر و لیبی یا تونس انقلاب و جنبش مردم نهادی حال داد سوژه ی اخبارمان از مسجد الاقصی گذشت در یو اس آ؛ انقلابِ انتقادی حال داد بند پنجاه و چهارم سال قبل یادت که هست بهتر از بند عمومی انفرادی حال داد از قضایای دگر هم انتخاباتی تمیز وعده دادن ها به ما در هر ستادی حال داد صحبت از الواقعاتُ الباقیات مقدور نیست اینکه از سال گذشته گشته یادی حال داد ساکت...آهسته بگو شیدا، که شیطان نشنود واقعا سال جهاد اقتصادی حال داد 1- خاوری را که همه می شناسین 2- منظور شهرام جزایری است که پس از اختلاس سالها متواری بود 3- آقای مرادی لطفا 200 هزار تومن من را بیار بده تا کی چکت رو ببرم بانک پول تو حساب نباشه؟
[ شنبه 19 فروردین1391 ] [ 11 ] [ علی صیاد رضایی نژاد ]
[ ]
یا محول حال ما را سبز کن مثل بهار یا مدبر دوستان را در صف شادی بذار یک کمی تغییر ده اوضاع و احوالات ما یعنی ای پروردگار حال مرا تو جا بیار سال نو مبارک
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 21 ] [ علی صیاد رضایی نژاد ]
[ ]
در انتهای کوچه ای بن بست من مستِ مستم، مست ِمست ِمست آری... هنوزم سکسه دارم سردرد و استفراغ گاهی هست ************* هرشب به عمر خویش می خندم این زندگی کرده هنرمندم عمری که بی تو بر تو دل بستم عمری که با تو از تو دل کندم ************ من گفته ام از ما که گفتن بود از اولش قصد تو رفتن بود با فکر تو سردرد می گیرم این درد سرها عادت من بود ************
من با تمام بی تو بودن ها در جمع آدمها شدم منها خالی تر از خالی تر از خالی تنها تر از تنها تر از تنها *********** لعنت به عشق و لیلی و فرهاد نفرین بگویم هر چه باداباد امشب چو سیم خاردارم من من به خودم هم گیر خواهم داد ************ شرمنده گفتن را نمی دانی برگشت و ماندن را نمی دانی فرضا بلد باشی ولی حتما درد دل من را نمی دانی ************ امشب چه سرد است، سرد ِسرد ِسرد یک کوچه و یک خانه و یک مرد یک شب به تو گفتم :بیا پیشم بنده غلط کردم... نیا... برگرد ************ امشب نیا افسردگی دارم لج کرده ام یک دندگی دارم برگرد و هر جایی که بودی باش من بی تو قصد زندگی دارم ************ چیزی به جز دعوا بلد بودی؟ جز گریه و بلوا بلد بودی؟ گیرم که برگردی بگو اصلن تو خانه ی ما را بلد بودی؟ ************ "من دوستت دارم" مبرهن بود این جمله هایم قبل ِ رفتن بود حالا "ندارم دوستت" جانا این جمله ی آخر که روشن بود؟ ************ بعد از هزاران کار پنهانی رفتی به تو خوش نگذرد آنی رفتی ولی اینجا سوالی هست چیزی نبود لایق تر از هانی؟ ************* می خواهم از عشقت شوم آزاد از غصه و از ناله از فریاد لازم به توضیح است شاید باز! این ها که گفتم روشن است؟...افتاد؟
[ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 0 ] [ علی صیاد رضایی نژاد ]
[ ]
خدارا شکر اوضاع رو به راه است تمام ماست ها اینجا سیاه است تو می دانی که خون خوردن حرام است ولی خون جگر خوردن مباح است دروغ و افترا لابد درست است تمام راست ها هم اشتباه است به دعوا ها گهرها می فشانیم برو گمشو؛ بمیر... یک اصطلاح است اگر سهل است و آسان زندگی ها دلیل آن فروشگاه رفاه است کلامم طنز نه ... این دفعه جدی است نخند بی جنبه خندیدن گناه است بگو شکر خدا اوضاع که خوب است که دیگر مملکت ها افتضاح است کمی قاضی بکن وجدان خود را اگر وجدان نبود قاضی کلاه است در اینجا یک جناح بیشتر نداریم به دیگر مملکت ها صد جناح است کسی میلیاردی از مال تو دزدید؟ فراری گشته دزد بی شبهه شاه است تمام وعده ها حق است حق است انرژی هسته ای این را گواه است همه اینجا مسلمانند قطعن ربا ،دزدی، خیانت هم مزاح است همه در فکر ارشاد تو هستند خدارا شکر نابینا و چاه است برو چشمان خود را شستشو کن چنین اوضاع ما؛ در یک نگاه است اگر زورت میاد از حرف شیدا عزیزم راه چاره مستراح است (خدارا شکر اینجا مستراح هست) [ یکشنبه 16 بهمن1390 ] [ 2 ] [ علی صیاد رضایی نژاد ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |